فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٥ - ٣ ايرانى بودن تشيّع
بشوراند و پرچم خلافت على را به دوش بكشد. چيزى كه مى توان گفت: دشمنان شيعه در عصر امويها و عباسىها چنين بزرگنمايى هايى را انجام داده اند تا صداى تشيع را خاموش سازند و تشيع را زاييده فردى يهودى تبار بدانند.
كسانى كه درباره اسطوره بودن اين شخص به تحقيق پرداخته اند،عبارتند از:
١. دكتر طه حسين در كتاب «الفتنة الكبرى»، ص ١٠٤.
٢. علاّمه امينى، در «الغدير»، ج٩، ص ٢٢٠.
٣. علاّمه عسكرى در كتاب «عبدالله بن سبأ»، ج١، ص ١١ به بعد.
مجدداً تأكيد مى شود كه آنچه ما مى گوييم هرگز به معناى انكار وجود اين فرد نيست، چون در كتاب هاى رجال ما، نام اين مرد آمده است و همگى از او به نام «ملعون» نام برده اند.[١] ولى نظر محققان در اين خلاصه مى شود كه چگونه ممكن است مردى يهودى تبار، سردمدار چنين كار بزرگ و عظيمى بشود و بزرگان را فريب دهد. اصولاً يكى از اصول اهل سنّت، عدالت صحابه است، چگونه صحابه بزرگوار، فريب اين يهودى تبار را خورده وبر ضد خليفه وقت قيام كرده اند؟
٣. ايرانى بودن تشيّع
بررسى هاى پيشين ثابت كردكه تشيع در عصر رسول خدا وجود داشته و بذر آن به وسيله پيامبر افشانده شده است و گروهى در زمان پيامبر، و پس از
[١] رجال كشى، به شماره ٤٨، رجال طوسى، باب اصحاب على، به شماره ٧٦، خلاصه علامه، به شماره ٢٣٦ و... .